بسم الله الرحمن الرحيم
سوره 29 آيه 69 (( كسانى كه در راه ما كوشيدهاند به يقين راههاى خود را بر آنان مىنماييم و در حقيقتخدا با نيكوكاران است))
با سلام
مدتي است كه در مورد حكومت اسلامي از ديدگاه قرآن به تفكر مي پردازم . و در اين بين چندين سوال اساسي برايم مطرح شده است كه اميدوارم به ياري شما دوستان جوابي روشن و قانع كننده براي آنها بيابم (البته با ديد قراني و براساس قرآن).
اولا : وضع كردن حكومت و بر مردم حكومت كردن در اسلام چگونه مي باشد؟ (لازم به ذكر است منظور ما حكومت بر اساس قران است تا قوانين و احكام فقط قران را پياده كنيم نه احاديث و نه حكومت بر اساس قوانين مذهبي و اجتماعي .).
دوما : وضع جوامع بعد از رسولان الهي چگونه بايد باشد كه مطابق با شرع و قرآن باشد؟ مثلا اكنون كه 1430 سال از زمان آخرين حكومت رسول الهي مي گذرد ، آيا قوانين ما بايد براساس نوشته هاي مذهبي 1400 سال گذشته نوشته شود ؟
آيا قوانين و مقررات جامعه چيزي جدا از حدود الله نيست ؟!
مثلا ما در قران داريم كه مي فرمايد : (بقره 267) اي كساني كه ايمان آورديد انفاق كنيد از خوبي ها ، آنچه كسب كرديد و از آنچه بيرون آورديم براي شما از زمين و قصد مكنيد پليد را كه از آن انفاق كنيد و نيستيد گيرنده ان مگر انكه چشم بپوشيد در ان و بدانيد كه الله بي نياز ستوده است .
سوال اينجاست كه در قرن 21 چه چيز را انفاق كنيم و اصلا حدود انفاق چقدر است ؟ آيا در زمان رسول الله براي انفاق ميزان تعيين مي كردند ، زيرا بر اساس قران حدودي براي انفاق و زكات و بسياري از موارد ديگر وضع نكرده است ! آيا اين بدين معناست كه ما انسانها بر اساس توانايي و آنچه در اختيار داريم انفاق و زكات و... بدهيم ؟!
مثلا در همين ايه الله فرمودند انفاق كنيد و آنهم از آنچه كسب ميكنيد و آنچه از زمين بيرون مي آوريد و در امروزه بيشتر مردم شغل و حرفه هاي دارند كه خيلي مرتبط با محصولاتي كه از زمين برداشت مي شود ندارد و اما در شركت ها و سازمانها و با قوه فكر و مديريت ميليونها تومان پول بدست مي آورد و حال حق انفاق و زكات اين ميليونها تومان چه مقدار است ؟ ! از انجا كه اعتباري به احاديث وروايات نيست و نمي توان بر اساس حدس و گمانهاي كه در كتب آبا و اجدادي آمده اعتماد كرد ؟ آيا روشي براي پرداخت زكات و انفاق و خمس و ... هست كه مطمئن شد تكليف خود را ادا كرده ايم ؟!
هرچند الله مصارف زكات و انفاق را گفته است اما همين كه حدود و مقدار براي آن تعيين نكرده است نشان از بينش عظم الله در تنظيم قران ميرساند كه مردم در تمام قرون ودورن نمي وانند يك چيز و يك مورد را انفاق كند ( مثلا مي گويند 3 كيلو گندم يا برنج و..).
سوما : شرايط و ويژگي هاي كه بايد يك رهبر حكومت اسلامي داشته باشد چيست ؟!
اصولا آيا هركسي لياقت رهبري جامعه اسلامي را دارد(مسلما نه) به عبارتي آيا رهبر يك جامعه اسلامي بايد انتخاب شده مومنين آن جامعه باشد و يا بر اساس تقوا و شناختي كه ديگران از وي دارند حق رهبري مي يابد .؟!
در صدر اسلام مي بينيم در يك شوراي چند نفره فردي را ازبين انصار رسول به رهبري جامعه اسلامي برمي گزينند ، سيستم قران براي تحكيم و دوستي مردم و حكومت اسلامي بر مردم چيست ؟!
هرچند از زمان مطالعه و تحقيق در قران به اين نتيجه رسيده ام كه الله در بسياري از حدود براي بندگان خود شرع و احكامي تنظيم نموده تا باعث نظم و همدلي بين مومنين و انسانها شود و اينكه مقدار و عدد تعيين نكرده است براي اين بوده كه توانايي و وضع اقتصادي و اجتماعي انسانها مختلف بوده و هست .
شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ
آيينى را براى شما تشريع کرد که به نوح توصيه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش کرديم اين بود که: دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نکنيد! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سويش دعوت مى کنيد! خداوند هر کس را بخواهد برمىگزيند، و کسى را که به سوى او بازگردد هدايت مىکند.
با سلام
در این قسمت خالی از لطف ندیدم که لینک سخنرانی از یک فرد شیعه که به یاری الله هدایتی از قرآن و کلام خدا نصیبش شده برای شما لینک کنم تا از سخنرانی وی استفاده کنید.
گوش دادن به سخنان این بنده خدا حقایقی از مذهب و دین را برای شما روشن می کند .
http://www.islamtape.com/sounds.php?shareet=167
آية الله العظمى سيد ابوالفضل برقعي قمي - -->
نوارهاى دينى متفرقه (آية الله برقعي)

مرگ پايان فرصت هاست !!؟
إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ ( سوره لقمان آيه 34)
بدرستي كه نزد الله است علم قيامت و فرو ميفرستد باران را و ميداند آنچه در رحم هاست و نمي داند هيچ نفسي كه چه كسب مي كند فردا و نمي داند هيچ نفسي به كدام زمين ميميرد ، بدرستيكه الله داناي آگاه است .
.....................................................
شايد فردا و شايدم همين امروز و شايدم تا دقايقي ديگر رخ بدهد ، زماني كه نفس از نهانگاه خود بيرون نيايد و زمانيكه ملك الموت براي گرفتن جان بنده حاضر شود . ! آيا آن لحظه خوشحاليم ؟! يا مي گويم كاش يك فرصت ديگر هم داشتم ؟! آيا آن موقع فرشته مرگ به آساني جانمان را مي گيرد !! يا با سختي نفس را از جان قطع مي كند .؟!!
آيا تا به حال فكر كرده ايم ، مرگ چقدر به ما نزديك است ؟ آيا تا به حال به مردن خود فكر كرده ايم ؟ آيا به دنبال مرگ عادي هستيم يا مرگ با عزت را مي طلبيم ؟!
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلاً وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ (ال عمران آيه 145)
نمي باشد مر نفسي را بميرد مگر به اذن الله ، سرنوشتي است نوشته شده و هركه
مي خواهد ثواب دنيا را مي دهيمش از آن و هركه مي خواهد ثواب آخرت را مي دهيمش از آن به زودي جزا دهيم شكر گذاران را .
زمان مرگ هر فرد مانند زمان قيامت نامشخص و نامعلوم است و به واقع خداوند وعده داده قيامت نزديك است به خاطر وجود مرگ است زيرا با مرگ خود تا زمان قيامت به خوابي فرو مي رويم كه از آن آگاه نيستيم ، به واقع مرگ ما همان قيامت ما هست زيرا فاصله اي بين مرگ و قيامت وجود ندارد .
براي روشن شدن اين موضوع خداوند مثل اصحاب كهف را در قران نشانه اي براي ما قرار داده است . وقتي اصحاب كهف بعد از 309 سال از خواب بيدار شدن از يكديگر مي پرسيدند :چه مدت خوابيده ايم؟؟ :
وَكَذَلِكَ بَعَثْنَاهُمْ لِيَتَسَاءَلُوا بَيْنَهُمْ قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ كَمْ لَبِثْتُمْ قَالُوا لَبِثْنَا يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَكُم بِوَرِقِكُمْ هَذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ وَلْيَتَلَطَّفْ وَلَا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَدًا ( سوره كهف آيه 19)
اينگونه آنها را (از خواب) برانگيختيم تا از يکديگر سؤال کنند؛ يکى از آنها گفت: «چه مدّت خوابيديد؟!» گفتند: «يک روز، يا بخشى از يک روز!» (و چون نتوانستند مدّت خوابشان را دقيقاً بدانند) گفتند: «پروردگارتان از مدّت خوابتان آگاهتر است! اکنون يک نفر از خودتان را با اين سکّهاى که داريد به شهر بفرستيد، تا بنگرد کدام يک از آنها غذاى پاکيزهترى دارند، و مقدارى از آن براى روزى شما بياورد. امّا بايد دقّت کند، و هيچ کس را از وضع شما آگاه نسازد...
در واقع مرگ به مانند خواب به سراغ ما انسانها مي آيد و به خوابي ابدي فرو مي رويم كه شايد چند ميليون و ميليارد سال طول بكشد اما از نظر آنكه در خواب مرگ است شايد يك ساعت هم نگذشته باشد . همانطور كه اصحاب كهف 309 سال به نظرشان يك روز يا نصفي از روز آمده بود ، در روز قيامت ما انسانها با همان حال برانگيخته مي شويم در حالي كه آگاهيم چه بوديم و چه كرده ايم .
مثال ديگري كه مرگ انسانها را به مانند يك خواب طولاني ترسيم كرده است كه از اين خواب طولاني آگاه نمي شويم ، در سوره بقره آيه 259 است :
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىَ يُحْيِي هََذِهِ اللّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلَى العِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
يا همانند کسى که از کنار يک آبادى (ويران شده) عبور کرد، در حالى که ديوارهاى آن، به روى سقفها فرو ريخته بود، (و اجساد و استخوانهاى اهل آن، در هر سو پراکنده بود؛ او با خود) گفت: «چگونه خدا اينها را پس از مرگ، زنده مىکند؟!» (در اين هنگام،) خدا او را يکصد سال ميراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چهقدر درنگ کردى؟» گفت: «يک روز؛ يا بخشى از يک روز.» فرمود: «نه، بلکه يکصد سال درنگ کردى! نگاه کن به غذا و نوشيدنى خود (که همراه داشتى، با گذشت سالها) هيچگونه تغيير نيافته است! (خدايى که يک چنين مواد فاسدشدنى را در طول اين مدت، حفظ کرده، بر همه چيز قادر است!) ولى به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشى شده! اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمينان خاطر توست، و هم) براى اينکه تو را نشانهاى براى مردم (در مورد معاد) قرار دهيم. (اکنون) به استخوانها(ى مرکب سوارى خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مىدهيم، و گوشت بر آن مىپوشانيم!» هنگامى که (اين حقايق) بر او آشکار شد، گفت: «مىدانم خدا بر هر کارى توانا است».
ما انسانها با اينكه مي دانيم مرگ همسايه ديوار به ديوار ما هست ، اما چرا براي فرصت هاي كه در حال گذر است و هر ثانيه وهردقيقه آن ما را به لحظه مرگ نزديك مي كند ، زمانيكه ديگر فرصتي براي جبران هيچ كاري نيست ، تلاش نمي كنيم !؟ چرا اين همه نافرماني الله را مي كنيم ؟! چرا غافليم ؟! به راستي براي لحظه هاي كه در حال گذر هست چه بايد كرد ؟! براي عمري كه در حال سپري شدن است چه بايد كرد ؟
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ( ال عمران آيه 102)
اى کسانى که ايمان آوردهايد! آن گونه که حق تقوا و پرهيزکارى است، از خدا بپرهيزيد! و از دنيا نرويد، مگر اينکه مسلمان باشيد!
نباشيم مانند مردمي كه آرزوي مرگ و رهاي از اين دنيا را مي كردند اما وقتي فرشته مرگ به سراغشان آمد اندوهگين و ناراحت بودند :
وَلَقَدْ كُنتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِن قَبْلِ أَن تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ( ال عمران آيه 143)
شما مرگ را، پيش از آنکه با آن روبهرو شويد، آرزو مىکرديد؛ سپس آن را با چشم خود ديديد، در حالى که به آن نگاه مىکرديد .
بيايد تا قبل از آنكه دير شود به حساب خود برسيم ، قبل از آنكه به حسابمان برسند !!!.
وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
و سلام بر من، در آن روز که متولّد شدم، و در آن روز که مىميرم، و آن روز که زنده برانگيخته خواهم شد!»
سوره لقمان ( سوره مكي شامل 34 آيه )
سوره لقمان يكي از سوره هاي تربيتي قران كريم مي باشد كه با پندها و اندرزهاي زيبايي كه در ان نهفته است بسياري از احكام و مسائل مهم اجتماعي را بيان مي دارد .
در آيات ابتدايي بعد از حروف مقطعه (الم) در مورد شان و مقام عظيم قران صحبت مي شود كه اين قران هدايت و رحمتي براي نيكوكاران است
نماز و زكات :
خدواند در بسياري از آيات قران بعد از بر پاداري نماز به پرداخت زكات سفارش كرده است . حال زكات چيست ؟!
نظرات مختلفي در باب زكات وجود دارد :
مثلا : زكات را فقط محدود به ثروت و مال مي كنند كه بايد بخشي از ثروت و مال خود را در راه رضاي خدا بپردازي؟
حال همين زكات مال و ثروت مشخص نيست و هر كس به اندازه وسع و توان خودش ميزاني براي ان در نظر گرفته است ؟
در ضمن آيا زكات فقط مربوط به مال و ثروت مي شود ؟ آيا نبايد زكات علم و دانشي كه خداوند به ما عطا كرده بپردازيم و از انچه بر ان آگاهيم در اختيار ديگر دوستان و انسانها قرار بدهيم . ادامه ...
در آيه 6 سوره لقمان به موضوع بسيار مهمي اشاره شده است كه درك اين آيه از بسياري از گمراهي ها مي كاهد : (( وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ))
و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مىخرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند؛ براى آنان عذابى خوارکننده است!(6)
خداوند در اين ايه از لهو الحديث سخن گفته كه متاسفانه امروزه از آن براي گمراهي خلق استفاده مي شود .
سخناني در قالب حديث كه به بندگان صالحي كه 1400 سال پيش در گذشته اند نسبت مي دهند و از اين طريق افراد بيشماري را با ناداني خود به گمراهي و شرك كشانده اند .
اگر از بسياري از افرادي كه از اين سخنان پوچ و بي محتوا پيروي مي كنند و گرفتار بسياري از گناهان و كفريات شرك آميز شده اند بپرسي كه دليليتان چيست ؟ به چه دليل اين سخنان كه كلام خدا نيست پذيرفته ايد و بدون هيچ علمي از انها پيروي مي كنيد ؟! جوابي نخواهيد شنيد .
متاسفانه اين لهوالحديث ها بسياري از آيات قران را نيز به استهزاء گرفته و برداشت هاي غلطي بر اساس حديث به مردم تحميل كرده است و خداوند به كساني كه حديث خدا را به لهو الحديثي كه در كتب پدرانشان ثبت شده و به آن احاديث گمراه كننده كه هيچ حجت و برهاني از طرف خدا بر ان نيامده در آيه 7 به عذابي عليم وعده داده است .
در سوره لقمان خداوند از زبان يك ادم دانشمند به نام لقمان كه نصايح و پندهاي زيبايي به فرزندش ميكند به ترسيم كشانده است . از آيات قران مشخص نمي گردد كه آيا لقمان پيامبر خدا بوده است يا نه ؟ ! به هر حال نصايح و اندرزهاي لقمان مهم و جالب بوده است كه خداوند نام ايشان را اورده و اسم سوره را هم به نام ايشان كرده است .
وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَمَن يَشْكُرْ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ(12)
ما به لقمان حکمت داديم؛ (و به او گفتيم:) شکر خدا را بجاى آور هر کس شکرگزارى کند، تنها به سود خويش شکر کرده؛ و آن کس که کفران کند، (زيانى به خدا نمىرساند)؛ چرا که خداوند بىنياز و ستوده است.(12)
لقمان بنده اي شاكر بود ما هم بايد پند بگيريم كه در همه حال شاكر خداوند باشيم كه گويند :
شكر نعمت نعمتت را افزون كند.
شرك گناهي كه بخشيده نمي شود:
وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ (13)
و هنگامي كه گفت لقمان پسرش را و او پند ميدادش كه اي پسرك من شرك به خدا ميار بدرستي كه شرك هر آينه ظلمي بزرگ است .(13)
شرك تنها گناهي كه خدواند هرگز نمي بخشد
مسئله شرك موضوع مهمي است كه به ياري الله در اين شماره و شماره هاي اتي در قالب مقالات جداگانه اي به آن خواهيم پرداخت .
احترام به پدر و مادر :
وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ (14)
و وصيت كرديم انسان را در باب خوبي كردن بوالدينش . برداشت او را مادرش سست شدني بر سست شدني و بريدندش از شير باشد در دو سال كه شكر كن مرا و والدينت رابسوي من است بازگشت.14
خدواند در قران بسيار تاكيد كرده كه احترام پدر و مادر خود را نگه دارد حتي گفتن : اف بر انها را منع كرده است تا چه برسد به پرخاشگري و بلند كردن صداي خود در برابر آنها .
گويا شكر و سپاس گذاري از پدر و مادر به مانند اين است كه از خداي متعال شكر و سپاس گذاري كرده اي .
خداوند در ايه بعد تنها در يك حالت اجازه داده كه پدر و مادر اطاعت نكني و آن هم زمانيست كه انها تو را به شرك بخوانند .
وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ (15)
و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چيزى را همتاى من قرار دهى، که از آن آگاهى ندارى، از ايشان اطاعت مکن، ولى با آن دو، در دنيا به طرز شايستهاى رفتار کن؛ و از راه کسانى پيروى کن که توبهکنان به سوى من آمدهاند؛ سپس بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مىکرديد آگاه مىکنم. (15)
حسابرسي مثقالي خلق :
خداوند در ايه 16 به بررسي رفتار و اعمال خلق مي پردازد و عده مي دهد كه اگر حتي اندازه يك دانه خردل نيكي يا بدي كرده باشيد حتي اگر اين مقدار كم كه به مثقال هم نميرسد رد آسمانها و يا در دل سنگي باشد الله ان را به حساب خواهد آورد :
يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ (16)
پسرم! اگر به اندازه سنگينى دانه خردلى (کار نيک يا بد) باشد، و در دل سنگى يا در (گوشهاى از) آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براى حساب) مىآورد؛ خداوند دقيق و آگاه است!
نماز و امر به معروف و نهي از منكر :
لقمان در ادامه پندهاي ارزنده خود فرزندش را به اقامه نماز و امر به معروف و نهي از منكر سفارش مي كند و از وي مي خواهد در اين را صبور باشد و نماز و امر به معروف و نهي از منكر را سهل نپندارد .
يَا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (17)
پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منکر کن، و در برابر مصايبى که به تو مىرسد شکيبا باش که اين از کارهاى مهمّ است!
وظيفه هر فرد مومن مسلماني است كه در اين جامعه مريض امر به معروف كند و تا حد توان اطرافيان خود را از منكرات نهي كند و بهترين شيوه در اين راه شيوه زباني و عملي است . هر گاه منكري در جامعه ببينيم و زباني و عملي با دليل و منطق به فرد بقبولانيم كه راه و روش وي غلط است به واقع امر به معروف و نهي از منكرمان را انجام داده ايم و ديگر تكليفي بر ما نيست .
همانطور كه در انتهاي آيه متوجه مي شويم كه نماز و امر به معروف و نهي از منكر از عزم امور است كه هر فرد مسلماني بايد اين عزم را در خود جزم كند و به سوي الله بخواند.
جلوگيري از غرور و كنترل رفتار :
خداوند در آيات بعد از زبان لقمان به تكبر وغرور جاهلانه اي كه در انسان است مي پردازد و مي گويد :
وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (18)
با بىاعتنايى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمين راه مرو که خداوند هيچ متکبّر مغرورى را دوست ندارد.
وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ(19)
در راهرفتن، اعتدال را رعايت کن؛ از صداى خود بکاه (و هرگز فرياد مزن) که زشتترين صداها صداى خران است.
مجادله در الله بدون دانش و پيروي از آيين پدران :
خداوند در آيات بيشماري از قرآن مردم را از پيروي از چيري كه به ان علم و اگاهي ندارد نهي كرده است و در آيه 20 و 21 به موضوعي مي پردازد كه متاسفانه وصف حال مردمان دوره ماست :
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ (20)
آيا نديديد خداوند آنچه را در آسمانها و زمين است مسخّر شما کرده، و نعمتهاى آشکار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هيچ دانش و هدايت و کتاب روشنگرى درباره خدا مجادله مىکنند!
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ (21)
و هنگامى که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پيروى کنيد!»، مىگويند: «نه، بلکه ما از چيزى پيروى مىکنيم که پدران خود را بر آن يافتيم!»آيا حتّى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند (باز هم تبعيّت مىکنند)؟!
بايد توجه داشت كه به غير از اين قران كه كلام بدون تحريف الله است حق ندارم به هيچ چيز ديگر استناد كنيم و مانند مردمي نباشيم كه بدون هيچ دانشي و بر اساس حدس و گمانهاي كه در كتب پيشينيان نوشته شده است نسبت به حكم خدا داوري مي كنند .
در آيه 20 خداوند به روشني آنهاي را كه بدون هيچ دانشي و كتابي روشنگر در مورد الله مجادله مي كنند و چون به انها بگويند كه به سوي كلام الله بيايد گويند : ما به راهي مي رويم كه پدرانمان بر ان استوار بودند . در واقع خدعه شيطان را ترسيم مي كند كه اين روز ها هر چه به اين خلق بگويي به آيات قران ايمان بياوريد و پيروي مذهب پدرانتان را نكنيد هيچ تاثيري بر انها نمي گذارد . گويا اين سنت الله از قديم بوده و هست .
كلمات الله بي پايان است :
وَلَوْ أَنَّمَا فِي الْأَرْضِ مِن شَجَرَةٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِن بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَّا نَفِدَتْ كَلِمَاتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (27)
و اگر همه درختان روى زمين قلم شود، و دريا براى آن مرکّب گردد، و هفت درياچه به آن افزوده شود، اينها همه تمام مىشود ولى کلمات خدا پايان نمىگيرد؛ خداوند عزيز و حکيم است.
خداوند براي شرح و بسط احكام و سنتي كه براي خلق پياده كرده است كلمه كم ندارد و گويا خداوند قوانين كلي را در قالب كتب آسماني ارسال كرده و مسائل ريز و نحوه بهره بردن از آيات را به عقل سليم بندگانش سپرده است تا خودشان : ميزان زكات و خمس و نحوه نماز خواندن و ... را پياده كنند .
انچه به غير از الله مي خوانيد باطل است :
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
اينها همه دليل بر آن است که خداوند حقّ است، و آنچه غير از او مىخوانند باطل است، و خداوند بلند مقام و بزرگ مرتبه است!
خداوند در آيات پاياني سوره لقمان به نعمتها و نشانه هاي كه براي خلق آفريده است مي پردازد و هشدار مي دهد كه آنچه به غير از الله مي خوانيد باطل است و مثل انسانهايي را مي زند كه در كشتي ميان موج هاي طوفاني گرفتار شده اند . در آن هنگام الله را خالص مي خوانند و دين خود را براي الله خالص مي كنند اما بعد از نجات باز عده اي كفران مي ورزند .
در آيات پاياني در مورد فريب زندگاني دنيا و اينكه قيامت علمش نزد الله است و اينكه هيچ نفسي نمي داند به كدام زمين خواهد مرد به پايان مي رسد .
انچه مسلم است تفكر و تدبر بيشتر در آيات سوره لقمان زواياي تازه اي از آيات وحي را براي انسان روشن مي كند.
من الله توفيق و الحمدلله رب العالمين .
به نام خداوند بخشاينده مهربان
سوره 2 آيه 8
و برخى از مردم مىگويند ما به خدا و روز بازپسين ايمان آوردهايم ولى گروندگان [راستين] نيستند
............................
نظرات دوستان و پاسخ قرآني و عقلي
نويسنده : مسلمان ایرانی
سلام. برادر عزیز، خیلی خوب است که شما به اتحاد مسلمین در سایل قرآن میندیشید. بنده به شبهات علیه اسلام میپردازم و قدری هم مخالفین اسلام را نقد میکنم.
در مورد تقلید بدبختانه همیشه اهل سنت برداشتی ناصحیح از سخن شیعیان داشته و دارند. تقلید از منظر تشیع پیروی میمونوار اینطور که شما نشان میدهید، از یک آخوند نیست، بلکه پیروی از فتاوی مفتیان دین است، آیا شما این کار را نمیکنید؟؟؟؟
اما در تشیع کسی مجبور نیست که پیرو فتوای مجتهدین باشد(به اصطلاح تقلید کند) بلکه سه راه دارد:
1. فقه را حد اعلا بخواند که بتواند احکام را استخراج کند و فتوا صادر کند.(مثل علمای دین)
2.فقه را در حدی فرابگیرد که بتواند بفهمد دین از او چه انتظاری دارد.
3.فقه نخواند و در عوض از فتوای فقهای اعلم پیروی نماید(به این میگویند تقلید)
من نمیدانم چه چیز غیر منطقی در این مطلب میبینید؟؟؟؟؟ آیا مفتیان اهل سنت فتوا صادر نمیکنند؟ آیا اهل سنت مثل شیعیان فقه ندارند؟؟؟ اگر اهل سنت قرآن را به این شکلی که شما میفرمایید(تأکید میکنم، به این شکلی که شما میفرمایید) کافی میدانند، پس دیگر فتوای مفتیان و فقه ائمۀ اهل سنت و حتی سنت پیامبر به چه درد میخورد؟ والله در فقه شیعه هم تمام احکام، ابتدا از قرآن و بعد از سنت پیامبر و سخنان ائمه استخراج میشود.
.....................................................
برادر گرامي در ابتدا خاطرنشان كنم كه من از اهل سنت نيستم و بسياري از فتواهاي عجيب و غريب اهل سنت كه ناشي از حديث مي باشد قبول ندارم .
بنده زماني شيعه اثني عشري بودم واكنون فقط يك مسلمان ايراني هستم و همانطور كه درباره وبلاگ خود نوشته ام هيچ برچسبي از شيعه سني ، حنبلي ، وهابي و ... را قبول ندارم و تنها نام مسلماني كه پيرو قران كريم است و احكام و مسائل زندگي خود را از قران استخراج مي كند و عمل مي كند هستم .
در ضمن به شما پيشنهاد مي كنم به جاي نقد دشمنان اسلام بيايد به بدعت ها و احكام و قوانين عجيب و غريبي كه به اسلام حقيقي اضافه شده است نقد كنيد و بر بررسي مذاهب مختلف اسلامي بپردازيد تا ديگر دشمنان اسلام اين همه تهمت و افترا به اسلام وارد نكنند.
بر اساس قران نبايد سرنوشت خود را به خصوص موضوع دين و آخرت خود را به دست يك سري انسان سپرد كه معلوم نيست آيا راست مي گويند و ما را به سوي بهشت مي خوانند و يا دارند ما را كشان كشان به سوي دوزخ و جهنم فرا مي خوانند .
لطفا بفرمائيد : 72 فرقه اسلامي كه خود را از اهل بهشت مي دانند و هر كدام ادعاي سروري و برتري نسبت به فرقه ديگر مي كند . چگونه مي تواند يقين كرد كه راه كدام درست است ؟؟ در حالي كه شيعه به سني و سني به شيعه گير داده و هر كدام به تخريب يكديگري مي پردازند ؟؟ در اين بين يك جوان چگونه مي تواند اسلام حقيقي را كشف كند ؟ يك جوان به سخنان آيت الله هاي حوضه علميه قوم و نجف گوش كند ؟ يا به سخنان مفتي هاي اعظم عربستان ؟
به نظر شما اسلام كدام است ؟؟
از زماني كه تقليد را كنار گذاشتم و به بررسي اسلام بر اساس قران پرداختم ، متوجه شدم كه بسياري از احكام موجود در رساله ها ضد آيات قرآن است و بسياري از احكام اسلامي فرقه هاي اسلامي خارج از قران و بر اساس حديث و روايتهاي است كه در كتابهاي پيشينيان نوشته شده است و اصلا ريشه اي در قرآن و كلام وحي ندارد ، و بيشتر احكام فرقه ها از يهوديت و يا مسيحيت و زرتشت تحريف شده به مذاهب اسلامي وارد شده است ؟
در ضمن در قران اياتي وجود دارد كه تفكر در آنها انسان را از تقليد باز مي دارد :( مانند اين ايات ):
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ﴿116﴾
اگر اطاعت كني اكثر كساني را كه در زمينند گمراه مي كنند تو را از راه الله و پيروي نمي كنند مگر گمان را و نيستند ايشان مگر آنكه بگمان حكم مي كنند .
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
(آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را؛ در حالى که دستور نداشتند جز خداوند يکتائى را که معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتايش قرار مىدهند!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
اى کسانى که ايمان آوردهايد! بسيارى از دانشمندان و راهبان، اموال مردم را بباطل مىخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمىدارند! و کسانى که طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مىسازند، و در راه خدا انفاق نمىکنند، به مجازات دردناکى بشارت ده!
اياتي هم هست كه به دليل پيروي از بزرگان در روز قيامت گفتگويي بين مقلدان و بزرگان است كه از اين قرار است :
يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا(33:66)
در آن روز که صورتهاى آنان در آتش (دوزخ) دگرگون خواهد شد (از کار خويش پشيمان مىشوند و) مىگويند: «اى کاش خدا و پيامبر را اطاعت کرده بوديم!»
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا(33:67)
و مىگويند: «پروردگارا! ما از سران و بزرگان خود اطاعت کرديم و ما را گمراه ساختند!
رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا(33:68)
پروردگارا! آنان را از عذاب، دو چندان ده و آنها را لعن بزرگى فرما!»
إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ(2:166)
در آن هنگام، رهبران (گمراه و گمراهکننده) از پيروانِ خود، بيزارى مىجويند؛ و کيفر خدا را مشاهده مىکنند؛ و دستشان از همه جا کوتاه مىشود.
وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ(2:167)
و (در اين هنگام) پيروان مىگويند: «کاش بار ديگر به دنيا برمىگشتيم، تا از آنها بيزارى جوييم، آن چنان که آنان (امروز) از ما بيزارى جستند! (آرى،) خداوند اين چنين اعمال آنها را به صورت حسرتزايى به آنان نشان مىدهد؛ و هرگز از آتش (دوزخ) خارج نخواهند شد!
ازايات بيشماري كه در اين مورد بگذريم به گفته هاي شما مي پردازم :
فقه اسلامي چيست ؟ آيا كتب بيشماري كه در حوضه علميه قم تدريس مي شود فقه اسلامي است ؟ يا كتابهاي بيشماري كه در مكتب خانه هاي ال سعودي و مفتي هاي آنها ؟ كدام فقه و مرجع احكام اسلام است كه اين همه احكام ضد نقيض و مخالف در مذاهب مختلف وجود دارد ؟
آيا خداوند اخرين دين آسمانيش را به حدس و گمان ،پيروي و كنكاش در كتابهاي پيشيناني مثل مسلم بخارائي و كافي و الميزان قرار داده است ؟
برادر ارجمند تمامي احكامي كه يك مسلمان نياز دارد تا سعادت دنيايي و اخروي خود را بدست آورد در قران كريم است ، كه متاسفانه حديث و روايات انها را به كل عوض كرده و هيچ رنگ و بوي اسلامي از احكام آنها ديده نمي شود ؟!
پيشنهاد مي كنم براي هضم موضوع به لينكهاي زير كه نقدي در باب احكام موجود در مذهب است مراجع كند :
http://zxcv1115.blogfa.com/post-199.aspx
تمامي احكام دين اسلام در قران است
احكام حيض مربوط به زنان ( لطفا به احاديث و احكام عجيبي كه در اين مورد به اسلام وارد شده است در سه مقاله زير توجه كنيد )
http://zxcv1115.blogfa.com/post-159.aspx
http://zxcv1115.blogfa.com/post-160.aspx
http://zxcv1115.blogfa.com/post-161.aspx
سازمانهاي مذهبي يا همان بدعت گذاران دين فروش
http://zxcv1115.blogfa.com/post-190.aspx
در پايان اگر به واقع احكام خدا را از قران به تنهايي استنباط مي كرديم هيچ گاه اين همه نفاق و خونريزي و كشتارهاي مذهبي بين جوامع اسلامي نميديديم كه يك عده به خود اجازه بدهند به خاطر عقايد عده اي ديگر با بمب و غيره عده كثيري را در مساجد و حرم ها بكشند ........
پارادایم و تقليد
نظر شما در مورد اين مطلب علمي چيست ؟؟!

گروهی از دانشمندان 5 میمون را در قفسی قرار دادند. در وسط قفس یك نردبان و بالای نردبان موز گذاشتند . هر زمانی كه میمونی بالای نردبان میرفت دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند. پس از مدتی، هر وقت كه میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را كتك میزدند. پس از مدتی دیگر هیچ میمونی علیرغم وسوسهای كه داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
دانشمندان تصمیم گرفتند كه یكی از میمونها را جایگزین كنند.
اولین كاری كه این میمون جدید انجام داد این بود كه بالای نردبان برود كه بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
پس از چندبار كتك خوردن میمون جدید با این كه نمیدانست چرا؟ اما یاد گرفت كه بالای نردبان نرود.
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تكرار شد.
سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (كتك خوردن ) تكرار گردید. به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
آن چیزی كه باقی مانده بود گروهی متشكل از 5 میمون جدید بود كه با اینكه هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی كه بالای نردبان میرفت را كتك میزدند.
اگر امكان داشت كه از میمونها بپرسند كه چرا میمونی كه بالای نردبان میرود را كتك میزنند شرط خواهیم بست كه جواب آنها این خواهد بود :
" من نمیدانم، این اتفاقی است كه اطرافمان می افتد! "
این جواب به نظر شما در جامعه امروزی ما آشنا نمیآید ؟ !
چرا ما انسانها با تقليد هاي كور كورانه و پيروي از اين ملا و مفتي و آيت الله راه خود را مي رويم بدون انكه دليل محكمي داشته باشيم كه چرا از وي تقليد مي كنيم و در يك كلام چرا حرف آن فرد يا مرجع تقليد را بدون دليل قبول مي كنيم ؟؟ آيا حكم آنها از جانب خداست كه مثل ميمون هاي اين پاراديم عمل مي كنيم ؟! آيا وقت آن نرسيده كه كمي در مورد راه و روشي كه در پيش گرفته ايم تفكر كنيم ؟ آيا در قران نخوانده ايد كه مي گويد :
وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللّهِ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ﴿116﴾
اگر اطاعت كني اكثر كساني را كه در زمينند گمراه مي كنند تو را از راه الله و پيروي نمي كنند مگر گمان را و نيستند ايشان مگر آنكه بگمان حكم مي كنند .
و تنها راه نجات از گمراهي چنگ زدن به قرآن و تعقل در آن است ، بياييد قرآن را به گونه اي ديگر بخوانيم .
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ
بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که انديشه نمىکنند.
بياييد شب و روز به جاي اينكه قران را بجاي عربي و با صوت و لحن خواندن ، بياييم با يك ترجمه خوب و با تعقل در آيات قرآن و بررسي مذهب خود به بررسي رفتار و كارهاي خود بپردازيم و به انچه در قرآن است عمل كنيم كه رستگاري در عمل به قران است .
سوره 6 آيه 107
و اگر خدا مىخواست آنان شرك نمىآوردند و ما تو را بر ايشان نگهبان نكردهايم و تو وكيل آنان نيستى
وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ
و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پيروى کنيد!» مىگويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مىنماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند کرد)؟!
تنها راه وحدت مسلمانان جهان بازگشت به حبل الله
قرآن كريم است
به نام الله يكتا : وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
و همگى به ريسمان خدا [قرآن ] چنگ زنيد ، و پراکنده نشويد! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به ياد آريد که چگونه دشمن يکديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شديد! و شما بر لبِ حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد؛ اين چنين، خداوند آيات خود را براى شما آشکار مىسازد؛ شايد پذيراى هدايت شويد.
.............................................
با سلام
با تبريك ميلاد رسول اسلام محمد ( ص) و به مناسبت هفته وحدت چند راهكار قرآني كوتاه و مفيد كه موجب همدلي و وحدت بين مسلمانان اسمي از شيعه و سني خواهد شد گوشزد مي كنم ، اميدوارم مورد قبول دوستان واقع گردد و منتظر نظر دوستان هستم .
1- همگي به قران چنگ بزنيد و از تفرقه و پيروي از مذهب دوري كنيد .
2- مذهب خود را براي رضايي الله خالص كنيد ، اسلام دين مذاهب مختلف نيست ، اسلام يكي است .
فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا
امّا آنها که به خدا ايمان آوردند و به (آن کتاب آسمانى) چنگ زدند، بزودى همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستى، به سوى خودش هدايت مىکند.
3- اين آيه قران را با جان و دل اجرا كنيد و باور كنيد تا از دام شيطان رهايي يابيد ، بدانيد كه شما مسئول كارهاي كه ديگران 1400 سال پيش كرده اند نيستيد و انها جوابگوي كارهاي شما نخواند بود ، پس از نعل و نفرين گذشتگان و گريه و زاري براي گذشتگان دست برداريد تا از بسياري از تهمت ها و كشتارهاي مذهبي جلوگيري كنيد تا افراطيون مذهبي از جهالت دست بردارند .
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُواْ هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَادَةً عِندَهُ مِنَ اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
يا مىگوييد: «ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط، يهودى يا نصرانى بودند»؟! بگو: «شما بهتر مىدانيد يا خدا؟! (و با اينکه مىدانيد آنها يهودى يا نصرانى نبودند، چرا حقيقت را کتمان مىکنيد؟)» و چه کسى ستمکارتر است از آن کس که گواهى و شهادت الهى را که نزد اوست، کتمان مىکند؟! و خدا از اعمال شما غافل نيست.
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ
(به هر حال) آنها امتى بودند که درگذشتند. آنچه کردند، براى خودشان است؛ و آنچه هم شما کردهايد، براى خودتان است؛ و شما مسئول اعمال آنها نيستيد.
باور كنيد كه علي ، عمر ، ابوبكر ، يزيد ، معاويه و حسين و هر كسي ديگري كه در تاريخ اسم خوب يا بد او نقش بسته شده به شما مربوط نيست و آنها اگر گناهكار باشد در روز قيامت خداوند حقشان را كف دستشان مي گذارد و خداوند به شما امر نكرده كه در مورد افرادي كه 1400 سال پيش از دنيا رفته اند حكم صادر كنيد به جاي ذكر الله به نعلت فرستادن بر عده اي و عزاداري براي عده اي عمر خود را به پايان ببريد در حالي كه هدف خلقت خود را ندانيد .
4- مذهب خود را بر اساس قران كريم تنها مرجع معتبر اسلام ، اصلاح كنيد و وجهه خود را براي الله خالص كنيد .
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا
مگر آنها که توبه کنند، و جبران و اصلاح نمايند، به (دامن لطف) خدا، چنگ زنند، و دين خود را براى خدا خالص کنند؛ آنها با مؤمنان خواهند بود؛ و خداوند به افراد باايمان، پاداش عظيمى خواهد داد.
5- هر كدام از شما در قالب مذهب خود ، روحيه برادري ديني را تقويت كند و برادر ديگر از شيعه و اهل سنت را به عنوان يك دوست بنگرد نه بر اساس حافظه تاريخ به جدال و بحث بر سرگذشتگان پرداختن و باز اين آيه را با جان ودل اجرا كنيد كه بسياري از مشكلات مذهبيون از عمل نكردن به اين آيه شريف است : تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (آنها امتى بودند که درگذشتند. اعمال آنان، مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شماست؛ و شما هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود. )
6- حال كه امكان ندارد افراد از اعتقادات مذهبي خود دست بردارند ، بهترين راه حلي كه جلوي بسياري از اختلافات و تفرقه هاي مذهبي را مي گيرد ، خالص كردن مذهب هر فرقه اي است ، اگر شيعه يا اهل سنت اقدام به اصلاح و خالص كردن مذهب خود كند به واقع اگر بر اساس يك منبع معتبر الهي (قرآن كريم) اقدام به اصلاح خود و مذهب خود بنمايد در واقع وجه خود را خالص كرده و ديگر شاهد اين همه نفاق و فتنه و تفرقه بين جوامع اسلامي نخواهيم بود . ( يك جهاد براي اسلام شدن ).
وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
و در راه خدا جهاد کنيد، و حقّ جهادش را ادا نماييد! او شما را برگزيد، و در دين (اسلام) کار سنگين و سختى بر شما قرار ندارد؛ از آيين پدرتان ابراهيم پيروى کنيد؛ خداوند شما را در کتابهاى پيشين و در اين کتاب آسمانى «مسلمان» ناميد، تا پيامبر گواه بر شما باشد، و شما گواهان بر مردم! پس نماز را برپا داريد، و زکات را بدهيد، و به خدا تمسّک جوييد، که او مولا و سرپرست شماست! چه مولاى خوب، و چه ياور شايستهاى!
در پايان هر چند موارد گفته شده نزديك به هم و شبيه به يكديگر مي باشد اما مخلص كلام اينكه برادر و خواهر شيعه و سني بياييد مذهب خود را بر اساس قرآن مجيد اصلاح كنيد ، آن قسمت كه موافق قرآن است عمل كنيد و از بسياري از جعليات وارده از طريق حديث دوري كنيد و وجه خود را براي الله خالص كنيد ..
و همه يك صدا بگويد و باور داريد كه اسلام ( دين تسليم بودن در برابر حق ) مورد قبول الله است :
قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ
بگو: «به خدا ايمان آورديم؛ و (همچنين) به آنچه بر ما و بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده؛ و آنچه به موسى و عيسى و (ديگر) پيامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در ميان هيچ يک از آنان فرقى نمىگذاريم؛ و در برابرِ (فرمان) او تسليم هستيم.»
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران است.
به اميد فردايي كه تفرقه را در بين جوامع اسلامي نبينيم و سلطنت شيطان را در جهان اسلام مشاهده نكنيم .
لطفا نظر خود را در مورد جملات زير بفرمائيد ::
( لطفا خوب بخوانيد و بعد از تفكر و با دليل مخالفت و يا موافقت خود را اعلام بفرماييد).
استعمار نو, استعمار فریب است. عمده کشورهای جهان سوم مستعمره هستند بدون اینکه خود متوجه باشند
....................................................
اگر نتوانیم مردم مستعمره ایی را ساکت نگه داریم, پس می توانیم مسیر حرکت آنها را منحرف نماییم.( با ساخت آخر الزمان و ...)
..........................................................
در حال حاضر اعراب مسلمان, دشمن اول خود را ایران می دانند نه اسرائیل و خود را بخاطر ایران مسلح می کنند و بیش از اسرائیل با ایران جنگیده اند
..................................................
حکومت سنی عثمانی برای اروپا خطرناک بود. از پشت سر حکومت شیعه صفوی را ایجاد کردند. تا امروز هم به همین منوال استعمار حكومت بر جهان اسلام را ادامه مي دهد ((تفرقه بينداز و حكومت كن )).
....................................................................
حکومت ملایان و مفتي ها تقلید حکومت کشیشان در قرون وسطی است. این بلایی است که استعمارگران خود تجربه کرده بودند و ما را دچار آن کردند
..................................................................
در قدیم جسم فرد را به بردگی می بردند ولی اکنون روح را به بردگی می برند و در ظاهر جسم آزاد است. مردم فکر می کنند برده نیستند. ولی برده ترند
...............................................................
شخصیتها تحریف شده اند. کتابها تحریف شده اند. آثار باستانی تحریف شده اند. ادیان تحریف شده اند.
.............................................................
مذهب منحرف, احساسات مردم را منحرف می کند. مردم بجای آنکه خشمشان را بر سر ظالم بکوبند در چاه جمکران می ریزند
.........................................................
فنلاندیهای بی نماز رتبه اول کم فسادی را دارند. ایرانیهای با نماز از این نظر در رتبه 109 قرار دارند
....................................................................
همیشه سعی کن سرنوشت خود را رقم بزنی. در غیر اینصورت دیگران سرنوشت تو را به نفع خودشان رقم خواهند زد
...............................................................
اگر جرأت گفتن حقایق را نداری. حداقل جرئت شنیدنشان را داشته باش
..........................................................
خدا انسان را دوست دارد و دین را برای خوب و راحت زندگی کردنش فرستاده نه سخت زندگی کردن
......................................................................
هر دینی که زندگی را بر انسان سخت کند. آن دین خدایی نیست بلکه شیطانی و ساخته ستمگران است.
.......................................................................
اسلام دین محبت است نه خشم و شهوت. اینکه تاریخ ادعا می کند پیامبر زن زیادی داشته و همچنین زیاد جنگ می کرده. همه دروغ است
.................................................................
عمده تاریخی که از اسلام و ایران در مغز ما پر کرده اند, دروغ است
...........................................................
ملاها و مفتي ها بهشت را در مقابل دنیا به مردم می فروشند. مردم کلک می خورند چون صاحب بهشت این معامله را قبول ندارد
............................................................
یک عمر فرصت داری تا مرگی با عزت برای خود انتخاب کنی. وگرنه مرگ با ذلت تو را انتخاب خواهد کرد
..........................................
ما چه خورشید را بپرستیم و چه حسین را بپرستیم در هر صورت خدا را نمی پرستیم
.........................................................................
نماز, روزه, حج,... همه تخمیر شده اند. و بجای آنکه موجب هوشیاری مردم بشوند موجب مستی آنها می شوند. تا ملا ها و مفتي هاي اعظم راحتر جیبهایشان را خالی کنند
...................................................
می خواهی اسلام واقعی را بشناسی فقط قرآن بخوان البته نه با ترجمه های منحرف. عمده کتب و اشخاص اسلامی منحرف هستند
......................................................................
استعمار در قرن 17 از سلطه دین منحرف خارج شده ولی کشورهای اسلامی را به مذاهب منحرف گرفتار کرد
..................................................................
اروپا برای اینکه از دست کشیشان رها شود. دین را تماماً منکر شد. به نظر شما چاره ما چیست؟؟
............................................................
جنگهای صلیبی برپاست. این بار بسیار وسیع ولی مخفیانه. بوسیله تضعیف و تحریف اسلام از درون. آنها پیروز شده اند، ما در انتظار کسی هستیم كه وجود ندارد و ساكت نشسته ايم .
...........................................................
فقهاو شيخ ها ، دین را پیچیده و بغرنج می کنند و خود را متخصص معرفی می کنند. و بعد دکان می سازند تا مردم برای رفع ابهام پیش آنها برود
...............................................................
دینی که به ملا و مفتي و متخصص نیاز داشته باشد. دین خدا نیست زیرا خدا از هر آفریده به نسبت توانایی اش انتظار فهم و عمل دارد
....................................................
اهل بازار بیش از همه بر حسین گریه می کنند. چون بهترین راه سرکیسه کردن مردم بت پرست است
........................................................
سینه زنی محرم, انحراف خشم مردم است. چون خشم امروز بر سر ظالم دیروز کوفته می شود
......................................................
تقلید, ذهن را تعطیل می کند. تقلید را کنار بگذار, تا دین را خود بشناسی
.............................................................
حسین هیچوقت به اندازه امروز مظلوم نبودی. چون, تو که اسوه ظلم ستیزی بودی اکنون ابزار ظلم شده ایی
......................................................
اسلام را نمی توان از بین برد چون واقعیت دارد. فقط می توان منحرف کرد. اتفاقی که در سراسر جهان اسلام افتاده است
.................................................
فکر می کنی زیارتگاههای ما با زیارتگاههای بت پرستان چه فرقی می کند. آیا زیارتگاه, بت دست ساز ما نیست
...........................................
مظلوم همانقدر مقصر است که ظالم. پس ای مردم اگر بر شما ظلم می شود, خود مقصر هستید
..................................................................
اسلام راستین فقط در قرآن است. کتب اسلامی یا تحریف شده اند و یا از اول منحرف بوده اند
...............................................
شیعه و سنی امروز هر دو ساخته استعمار است و با اسلام محمدي بسیار متفاوت است.= شیعه صفوی و سنی وهابی
................................................................
حسین, علی اصغر را به کشتن داد تا ما بیدار شویم. در حالیکه ما با یاد علی اصغر می خوابیم
..........................................................
حسین, خونش را ریخت تا پرچم سرخی در دستهای ما باشد, تا بر سینه دشمن بکوبیم. حال ما پرچم سیاه بدست گرفته و بر سینه خود می کوبیم
...................................................................
نماز, روزه, حج موجب افزایش فساد شده اند. زیرا ملا ها و مفتي ها به ما یاد داده اند تا توسط آنها گناه شویی کنیم. و با خیال راحت گناه بکنیم
.................................................................
ما کافریم در لباس مومنین و سوئدیها مومن هستند در لباس کافرین
................................................
کتاب را می خوانند و نمی بوسند. ما قرآن را می بوسیم و نمی خوانیم
کتاب را می خوانند که بفهمند. ما قرآن را به زبانی می خوانیم که نفهمیم.
.....................................................................
قرآن عمدتاً و صریحاً به مسائل اجتماعی می پردازد. در حالیکه کتب اسلامی به مسائل سرگرم کننده می پردازند مثل: فلسفه,فقه,عرفان,... چرا؟؟؟
................................................................
کتب اسلامی همچون قرآن به مسائل زندگی (مثل عدالت و آداب معاشرت و...) نمی پردازند. چرا. آیا تحریف شده اند؟؟
....................................................................
مذهب فعلی مردم چند قرن پیش توسط صفویان و به نقشه استعمار اختراع شده است. ظاهراً خدا پرستی و باطناً بت پرستی است
......................................................................
لطفا نظر خود را بفرماييد ، آيا جملات فوق درست است يا غلط ، لطفا دليل بياوريد ؟؟!!!

